۲. مقالۀ «اسلام سیاسی؛ زمینه‌ها و پیش‌گامان»، منصور انصاری‌پور

در اسلام سیاسی (اسی)، اسلام علاوه‌بر برخورداری از ابعاد معنوی، در نقش بدیل ایدئولوژی‌هایی مانند ناسیونالیسم، سرمایه‌داری و… ظاهر شده است.
اسلام سیاسی در دو معنا بحث می‌شود:
۱. نظریه: اینکه اسلام همانند امور فردی، برای امور سیاسی و اجتماعی نیز نظریه و برنامه دارد.
۲. واقعیت: وضعیت پدیدآمده پس از جنگ عرب‌ها و اسرائیل، جنگ داخلی لبنان، انقلاب ایران و...

-زمینه‌های پیدایش اسی
۱. رویارویی با مدرنیته
بابی سعید
مدرنیته به‌مثابۀ گفتمانی مذهب‌ستیز
مواجهۀ اسلام و غرب، آغاز تبدیل اسلام به ایدئولوژی (مواجهه با فرسایش هویتی)
سه نوع مواجهه
۱. تقلید از غرب و وانهادن اسلام (موسوم به غرب‌زده)
۲. انطباق اسلام با ترقی و تجدد (موسوم به روشن‌فکری دینی)
۳. بازگشت به سنت اصلی اسلام (موسوم به غرب‌ستیز یا تجددستیز)
غربی‌ها گفتمان سوم را اسلام‌گرا یا بنیادگرا (بار منفی) می‌نامند.
برتری (هژمونیک‌شدن) گفتمان سوم در دهۀ هفتاد قرن بیستم
۲. شکست نخبگان غیرمذهبی ملی‌گرا
تلاش این نخبگان برای هماهنگی با مدرنیته پس از دورۀ استعمار
نتیجه: وابستگی بدتر (استعمار فرهنگی)
۳. فقدان مشارکت سیاسی
روی کار آمدن دولت‌های استبدادی در کشورهای اسلامی پس از پایان استعمار
ظهور مسجد به‌عنوان کانونی برای گفت‌وگوی مذهبیون به‌دور از فشار حکومت؛ نتیجه: ظهور روحانیت به‌عنوان پیشوایان سیاسی و استفاده از تعابیر مذهبی در بیان اعتراضات سیاسی
۴. بحران خرده‌بورژوازی
نقش پررنگ خرده‌بورژوازی در نهضت ضداستعمار؛ اما پس از استقلال، بی‌نصیب از قدرت. نتیجه: ائتلاف با روحانیون (به‌مثابۀ ایدئولوگ) به‌منظور استیفای حقوق
۵. دلارهای نفتی و توسعهٔ نابرابر اقتصادی
۱۹۷۰، هم‌زمان با اوج‌گیری قیمت نفت، شاهد رشد فزایندۀ اسلام سیاسی
دلیل: مثلاً ایران: افزایش درآمد نفتی، اجرای شتابان نوسازی اقتصادی، مهاجرت توده‌ها از روستا به شهر، ابتلا به بی‌هنجاری یا آنومی (وبر) در شهر، استفادۀ روحانیون از این موقعیت، توقعات فزایندۀ توده‌ها، نتیجه: وعدۀ بهشت موعود با برقراری اسلام سیاسی

-پیش‌گامان اسی (براساس تقدم و تأخر زمانی)
۱. سید قطب: رهبر معنوی اخوان، چندین بار زندانی، نهایتاً اعدام (۱۹۶۶)
اثر مهم: معالم فی الطریق(به‌مثابۀ مانیفستی سیاسی)
ویژگی‌های اسلام از دیدگاه قطب
۱. سروری خداوند (ربانیت)
۲. ثبات (منشأ الهی و قابل‌انطباق بر هر تغییری)
۳. شمول (فراگیرندگی)
۴. ایجابی (رابطۀ ایجابی خداوند با جهان و انسان)
۵. توازن (در خلقت)
۶. توحید
تقسیم‌بندی جوامع به جاهلی (عملاً تمام جوامع) و اسلام
برای تشکیل جامعۀ اسلام: لزوم انقلاب راستین به‌زعامت پیشتاز امت (با سرمشق‌گرفتن قرآن و تصفیۀ آگاهی از جاهلیت)
مفهوم جهاد: مهم‌ترین مفهوم سیاسی اندیشه‌های قطب
مخالفت با خشونت (برخلاف انقلابیگری لنینیستی) به دو دلیل:
۱. اسلام را نمی‌توان با دولت بر مردم تحمیل کرد، چون در درجۀ اول سیستمی عقیدتی است و در درجۀ دوم سیاسی‌اجتماعی؛
۲. ناگزیر ایدئولوژی اسلامی را مخدوش می‌کند.
۲. ابوالعلا مودودی
مشکل، درک‌نکردن پیام قرآن است. لذا: کتاب اصطلاحات چهارگانه: فهمیدن معنای راستین الله، الرب، العبادة، الدین.
پنج اصل حکومت اسلامی
۱. به‌رسمیت‌شناختن حاکمیت خداوند: منبع قانون: خداوند؛
۲. اقتدار و مشروعیت پیامبر: مجری قانون: پیامبر؛
۳. حکومت اسلامی، خلیفۀ خداوند (اعطای حاکمیت به تمام شهروندان مسلمان حکومت اسلامی، لذا هیچ «طبقه‌»ای وجود ندارد که بر دیگری برتری داشته باشد)؛
۴. حکومت براساس شورا
حکومت اسلامی دمکراسی نیست؛ چرا؟ چون دمکراسی حکومت اکثریت براساس قانون بشری است؛ اما حکومت اسلامی اِعمال حاکمیت الهی طبق قرآن است.
لزوم حضور رهبر به‌مثابۀ معمار
۳. روح‌الله خمینی
جامعه، دارای ماهیتی مستقل از فرد؛ لذا سعادت جامعه در دین موضوع مستقلی است.
اینکه اسلام با سیاست چه‌کار دارد، جنگ با اسلام است!
استدلال: مراجعۀ مکرر به تاریخ صدر؛ با این توضیح: به‌چالش‌کشیدن اشراف قریش، نظام کلیدداری بیت، نظام قبیلگی و...، همه گویای کنشگری سیاسی‌اجتماعی پیامبر
تقسیم‌بندی سه‌گانۀ سیاست: شیطانی (ضاله یا جاهله)، حیوانی و اسلامی
فرق اولی و دومی: وجود/عدم خدعه و نیرنگ؛ اگرنه هر دو محدود به مادیات‌اند.
قرائتی کاملاً سیاسی از مفاهیمی چون مسجد،‌امام‌جماعت و…
تأکید بر جهاد و مبارزه برای تحقق اسلام ناب؛ معرفی قیام به‌مثابۀ سنت الهی
قیام و نهضت: فصل مشترک سیاست، اخلاق و عرفان
ولایت فقیه: برخلاف بخش عظیمی از سنت فقهی شیعی که باب حکومت را در عصر غیبت بسته می‌داند
سه پیش‌فرض اساسی در اسی
۱. اسلام مجموعه‌ای از آموزه‌های مسلم دینی است که از ذات اسلام انفکاک‌ناپذیر است: عدالت‌طلبی،‌ظلم‌ستیزی، صلح‌طلبی،‌ جهاد با متجاوزان به حریم مسلمین، فقرستیزی و...؛
۲. اسلام مستقیماً بر تأسیس حکومت تأکید کرده است؛ ازاین‌رو صرف‌نظر از مفاهیمی که بار سیاسی و اجتماعی دارند، اسلام خود دینی سیاسی است؛
۳. تأسیس حکومت اسلامی فقط منحصر و خاص به پیامبر نبوده و جامعۀ اسلامی با تکیه بر قوانین الهی موظف به تأسیس سیاست اسلامی است.